محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
54
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
شد ! و آنقدر مشك آب بدوشش حمل كرد و به منزل برد كه اثر آن در نزديك گلويش آشكار گرديده بود ! زهرا به خدمت پدر خود شرفياب شد ، و تقاضاى نوكر نمود پيغمبر خدا ( ص ) فرمود : از خدا بترس و واجبات خود را انجام بده ، و به كارهاى داخلى خود بپرداز آنگاه كه برختخواب رفتى 33 مرتبه سبحان اللّه و 33 مرتبه الحمد للّه و 34 مرتبه اللّه اكبر بگو اين عمل براى تو بهتر از نوكر است . زهرا در اثر مرض بسترى شد حضرت رسول ( ص ) بديدار آنمخدره شتافت و احوالش را پرسيد . حضرت زهراء عرضه داشت : من مريض هستم و اين مرض در اثر نبود غذا شدت پيدا مىكند رسول خدا گريه كرد و فرمود آيا نمىخواهى برترين زنان جهان باشى ( اين است وضع داخلى على ( ع ) رهبر مسلمين و وزير رسول خدا ( ص ) على قبل از مرگ رسول خدا ( ص ) على ( ع ) در زمان زندگانى رسول خدا ( ص ) با انواع سختيها و نگرانيها بسرميبرد و در عين حال با جنگآوران و شجاعان مبارزه نموده و چندين مرتبه خود را در معرض خطر مرگ قرار داد ؛ تا از رسول خدا ( ص ) دفاع نمايد ، ولى ديگران در هنگام شعله كشيدن آتش جنگ فرار نموده ، و يا آنكه در سايبانى نشسته و از جميع نعمتها ؛ سيرى ، آب خوشگوار ، لباسهاى فاخر ، و ساير وسائل زندگى برخوردار بودند . پيغمبر اسلام ( ص ) 13 سال در مكه بسرميبرد و از قريش هزاران مشقت و ناراحتى ديد ، و در تمام اين ناراحتيها على ( ع ) شريك بود : دو سال در « شعب » تحت محاصره قرار گرفته ، و از رفتوآمد و غذا و صحبت و بازديد ممنوع بودند ، تا آنكه بگرفتاريهاى سختى دچار گرديدند ولى كسى به حال آنان رحم نكرد . در تمام اين دو سال با اين ناراحتىها على ( ع ) و پدر و برادرانش همدوش رسول خدا بودند هنگاميكه رسول خدا از شعب خارج شد هزاران گرفتارى و ناراحتى متوجهش ساختند او را مسخره نموده ، دروغگو ، جادوگر ، ديوانه معرفيش نمودند . « ام جميل » همسر ابى لهب عمهء معاويه خار بر سر راه رسول خدا ( ص ) ميريخت . « عقبة بن ابى معيط » رسول خدا را در سجده يافت و پاى خود را روى گردن رسول خدا نهاده و آنقدر فشار داد كه رسول خدا ( ص ) فكر ميكرد چشمهايش بيرون آمده است .